از فرودگاه یاسوج تا فرودگاه رفسنجان

هفته گذشته سقوط مرگبار و غم انگیز هواپیمای تهران – یاسوج در منطقه دناکوه سمیرم باعث شد فضای کشور در بهت، حیرت و غم فرو رود، حادثه ای که می توان گفت بر اساس شنیده ها و مستنداتی نبود زیرساخت های مناسب فرودگاه مقصد خود عاملی اساسی در جهت وقوع آن بوده و اگر بعضی از موارد ایمنی رعایت شده بود به حتم اتفاق نمی افتاد.
بعد از وقوع این حادثه تلخ، بعضی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی پای نامه ای را امضا کردند و خواستار استیضاح دو وزیر کابینه دولت دوازدهم علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی (به عنوان مدیر بالادستی هلدینگ اقتصادی متعلق به این وزارتخانه که مالک هواپیمایی آسمان است) و عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی (به عنوان پاسخگو به زیرساختهای حمل و نقل) شدند که این درخواست به احتمال زیاد بعد از اتمام بررسی لایحه بودجه سال٩٧ در دستور کار قرار خواهد گرفت .
هر چند این دو وزیر باید در خصوص سانحه اخیر جوابگوی مردم و خانواده های داغدار پرواز تهران – یاسوج باشند اما آیا استیضاح این دو وزیر مشکلات اساسی و زیر ساختی ناوگان هوایی کشور را حل خواهد کرد و دیگر ما شاهد سقوط هیچ هواپیمایی نخواهیم بود؟ پس مسئولیت دیگر افراد در یک مجموعه عریض و طویل چگونه تعریف می شود؟ و آیا مشکل فرسودگی ناوگان هوایی کشور به سرعت حل خواهد شد و فرودگاه ها و هواپیماهای خطوط هوایی کشور به روز خواهند شد؟ آیا با وجود تحریم ها خواهیم توانست یک تحول عظیم در ساختار حمل و نقل هوایی ایجاد کنیم؟
در حالیکه عمر ناوگان هوایی دیگر کشورها بین ۶ تا ١١ سال است اما عمر ناوگان هوایی ایران بالای ٢٧ سال است که علاوه بر هواپیماهای فرسوده، اکثر فرودگاه های ایران فاقد تجهیزات لازم و به روز هستند، این فرودگاه ها سالهاست که مورد بهره برداری قرار گرفته اند بدون اینکه در سالهای اخیر نوسازی یا مجهز به تجهیزات استاندارد و روز دنیا شده باشند.
در حادثه هوایی هفته گذشته، اسناد و شواهد نشان می دهد که فرودگاه یاسوج مجهز به تجهیزات ناوبری پیشرفته نیست و رادار ندارد و دستگاه DME این فرودگاه هم به دلیل نبود موتور برق خاموش بوده است ( DME بر خلاف سیستم رادار که از مکانیزم ارسال امواج و انعکاس آنها بعد از بر خورد به مانع استفاده میکند، عمل انتقال امواج در این سیستم دو طرفه بوده بدین معنی که هم هواپیما و هم ایستگاه زمینی مبادرت به ارسال امواج می نمایند) . حال بگذریم که بعد از این حادثه گفته شد چون نصب رادار در فرودگاههای کوچک صرفه اقتصادی ندارد به همین علت رادار نداشته است و….!!!
بسیار تاسف بار و قابل تامل است که گفته شود فرودگاه یک مرکز استان فاقد تجهزات اولیه به مانند موتور برق و رادار است، و بعد برای توجیه کار صرفه اقتصادی را مطرح کنیم، آیا می توان اسم این مجموعه را فرودگاه گذاشت؟
متاسفانه در این سالها به خاطر بالا بردن آمار و اینکه بگوییم یک شهر از زیر ساختهای یک شهر مدرنیته برخوردار است و به خاطر کسب و کار و تجارت، در یک دوره فرودگاه هایی ساخته شدند که از تجهیزات لازم برخوردار نبودند، می توان به صراحت گفت یک محوطه سازی صورت گرفت و باند فرودگاه، سالن انتظار و یک برج مراقبت ساخته شد و بعد اسم آن را فرودگاه گذاشتند. اگر ساخت و تجهیز بروز و امن فرودگاه ها توجیه اقتصادی ندارد ، چه اصراری داریم بعضی از شهرها را به ناوگان حمل و نقل هوایی متصل کنیم و یا پروازها را در این فرودگاه ها افزایش دهیم.
در اینجا به صراحت به نماینده و مسئولین شهر رفسنجان پیشنهاد میشود که اصراری بر افزایش پروازهای فرودگاه رفسنجان نداشته باشند، سالهاست رعده پرواز خارجی و افزایش پروازهای داخلی در فرودگاه رفسنجان داده می شود اما اگر ایمن و استاندارد کردن مجهزات فرودگاه رفسنجان هم برای مسئولین توجیه اقتصادی ندارد همان بهتر با این تجهیزات فرسوده و قدیمی هرگز این وعده هم عملی نشود و جان انسانها را در معرض خطر قرار ندهیم.
به خطر انداختن جان انسانها قضا و قدر الهی نیست. در همین سانحه هوایی هفته گذشته ۶۶ انسان بی گناه کشته و خانواده های بسیاری داغدار عزیزانشان شدند و از طرفی این افراد، سرمایه های انسانی کشورمان بودند و هر کدام در زمینه ای تخصص داشتند اما متاسفانه بر اثر سهل انگاری آنها را از دست دادیم بدون آنکه حتی از طرف مدیران سازمان هواپیمایی آسمان یا وزرا یک عذرخواهی کوچک از خانواده های داغدیده و مردم یاسوج صورت پذیرد.
فاطمه ملایی