نباید به ذات هنر لطمه زد

بهاالدین محمدی راد نقاش و عضو هیات علمی دانشکده هنر دانشگاه باهنر و استاد دانشگاه آزاد رفسنجان علاوه بر آموزش نقاشی و طراحی تاکنون کتاب هایی به نام های «طراح و طراحی»، «کیمیای نقش» و «شناخت طراحی» پوستر و سینما» و «رنگ در لباس کردی» را چاپ و منتشر کرده است.
این نقاش هفته گذشته درگالری ابریشم ١٨ اثر به نام مجموعه ای از آثار ماه نقش های راد را در گالری ابریشم رفسنجان به نمایش گذاشت که برپایی این نمایشگاه فرصتی به دست داد تا با این استاد دانشگاه و نقاش به گفتگو بنشینیم.
به عنوان اولین سؤال چرا اسم مجموعه خود را ماه نقش های راد گذاشته اید؟
از واژه ماه استفاده شده است برای اینکه ماه انسان را در شب به تفکر وا می دارد و ذهن را درگیر می کند، نقشهایی که ترسیم شده موضوعی و محتوایی هستند و تخیل در آنها به کار گرفته شده که ماه هم ترکیبی از تخیل است. همچنین در خلق تک تک آثار یک رخداد ادبی دیده می شود و از نگارهای هندی- ایرانی استفاده شده است.
در آثارتان بیشتر از طبیعت الهام می گیرد، چه چیزی را می خواهید در خلق آثارتان بگویید و به بیننده چه چیزی را می خواهید القا کنید؟
بحث ادبیات و طبیعت را که در نظر بگیریم، زندگی ما در محاصره پدیده های صنعتی، تکنولوژی و فراز و فرودهای زندگی است و احساس ما بیشتر از طبیعت پیروی می کند و زاده طبیعت است، باید پدیده ها و اتفاقات و کارهای هنری ما به شکلی به طبیعت توجه داشته باشد و خلوص نیت و پاکی ذات طبیعت را نشان دهد.
ما انسانها دستخوش تغییر و تحول هستیم و به عنوان انسان معاصر شاهد بحران آب، انقراض حیات وحش و از بین رفتن طبیعت هستیم که در اصل این تحولات توسط خود انسان ها رخ می دهد که اگر این عناصر در طبیعت نباشند به یک شکلی ما از تنهایی و نبود زیبایی های طبیعت رنج می بریم و غم و قصه در درونمان شکل می گیرد و این آثار نقاشی توجه خاصی به طبیعت دارند که انسان باید نگاه منصفانه تری به طبیعت داشته باشد.
در آثارتان به طور خلاقانه ای از آیات و حروف قرآن استفاده شده است تلفیقی از ادبیات، هنر و آیت ها و نشانه های خداوندی، این هنر چگونه شکل گرفته است؟ و در پس آن چه حرفی نهفته است؟
از آیاتی در نقاشی وام گرفته ام که از صفات ارزشمند خداوندی محسوب می شوند، اوج گرفتن خیال و تصور از جایی به جای دیگر می تواند بدون اینکه به طبیعت که آفرینش خداوند است لطمه و صدمه ای وارد کند انسان را به اهداف خود برساند، که در نقاشی هایم نشان می دهم که ذات پرندگان به طبیعت هیچ خسارتی وارد نمی کند، می توانیم به مانند اسب و پرنده پیشرفت، حرکت و جنب و جوش داشته باشیم و با هوش و ذکاوت بدون اینکه به طبیعت آسیب برسانیم پیش برویم.
اغلب افراد فرقی بین طراحی و نقاشی قائل نیستند نظر شما چیست؟
به عقیدهی من پایه و اساس هنر یا معماری هنر، طراحی و نبوغ هنرمند در آفرینش بصری است. البته بعضیها اعتقاد بر این دارند که نقاشی و طراحی در واقع یکی هستند. ولی به نظر من، طراحی مستقل از نقاشی است و جایگاه خودش را دارد، من در ساختار کل اجرای کار یا ایدهای که دارم، به مفهوم ذاتی طراحی بیتوجه نیستم. حتی فکر میکنم طراحی ارزش آن را دارد که بتوانیم برایش آرمان و برنامه ریزی بلند مدت داشته باشیم، چون بیشتر اختلافات و ایرادهایی که در حوزهی کار اجرایی به وجود میآید به دلیل بیتوجهی به حوزهی طراحی است.طراحی برای من جوابگوی خیلی از مسائل زیبا شناسانه بوده است.
آیا هر نمایشگاه نقاشی با هر کیفیتی باید برگزار شود؟
من این سؤال را می پرسم اگر نمایشگاه برگزار نشود چه اتفاقی می افتد؟ نمایشگاهها فرصتی به دست می دهند که با تفکر و اندیشه نقاش آشنا شویم و اهداف نمایشگاهها بیان بعضی از مسائل در جامعه است که در اصل نمایشگاهها با به نمایش گذاشتن آثار نقاشی خوراک روح و روان آدمی را فراهم می کنند. ما باید به شکلی آرامش روح و روان را فراهم کنیم تا از بار مشکلات کاسته شود که دیگر شاهد افسردگی و جنگ اعصاب ها نباشیم که هر نمایشگاهی می تواند این آرامش و تفکر را ایجاد کند.
البته نمایشگاهها رقابت شدیدی را بین هنرمندان به طور ناخودآگاه شکل می دهند و کسی که به عنوان هنرمند در این عرصه کار می کند با دیدن آثار دیگران کیفیت کارش را بالا می برد و به حتم یک درجه نمایشگاه بعدی اش از نمایشگاه قبلی اش بهتر خواهد بود و در این میان هم یک اتفاق و رویداد فرهنگی قوی تر اتفاق خواهد افتاد.
البته صلاحیت این نمایشگاهها را مردم با نگاه تیزبین خود قضاوت خواهند کرد.
بعضی از هنرجویان می خواهند یک شبه ره صد ساله را بگذرند که با خلق آثار ضعیف و یا نگاه کاسبکارانه به ذات هنر لطمه می زنند چگونه باید نسل جدید را متقاعد کرد که هنرمند باید به ذات واقعی هنر دست پیدا کند؟
اگر نسل جدید به این تفکر برسد که بایستی با تخصص و تفکر در به دست آوردن هنر پیش برود به حتم موفق خواهد بود اما متاسفانه بچه های امروزی می خواهند یک شبه به همه چیز برسند و این یک شبه به همه چیز رسیدن باعث می شود که همه چیز را به یکباره از دست بدهند. من همیشه به دانشجویانم می گویم ممکن است که شما یک شگرد را در یکی دو ترم پیدا کنید و آن را به کار گیرید، ترفند بستن هنر نیست. باید دید چه چیزی ارزش است و نگه داشت، حفظ و تداوم آن اصل ارزشمند مهم است مثل اینکه ما یک ارزش را پیدا کنیم و سریع آن را از دست بدهیم این هنر نیست.